شب بود. پنجه‌های تاریکی٬ همچون خنجر در دل روشنی فرو رفته و ... خوب؛ وقتی شب باشد٬ همه جا تاریک می‌شود دیگر. مگر قرار بود روشن شود؟ بگذریم. میخو هیچ استعدادی در خلق جلوه‌های مشعشع ادبی ندارد. برسیم به همان سبک چلاق و لنگ خودمان تا چند مورد را متذکر شوم.

الف) بالاخره حواسپرتی آقایان کار دستمان داد. هزار بار به آقای وزیر امور خارجه سفارش دادیم که در سفر  به نیویورک٬ هوای رییس جمهور منتخب ما را داشته باش. آن بنده خدا که نمی‌تواند دست تنها همه چیز را درست کند. آخر خوش انصاف! یک سر و چند سودا؟! حتماً باید می‌گذاشتید به این شکل آبرویمان برود؟ هرچند ممکن است بسیاری از هموطنان ما و حتی تعدادی از سران کشورها که در سالن اجلاس سازمان ملل حاضر بودند٬ متوجه اشتباه رخ داده نشده باشند؛ ولی میخو که متوجه شد. بله...! میخو متوجه شد که آقای رییس جمهور حواسش نبوده و با عوض شدن چند ورق کاغذ٬ به اشتباه همان متن سخنرانی مربوط به سال گذشته را دوباره قرائت نموده...! وگرنه من خودم اطلاع داشتم که متن امسال حاوی چند کلمه درباره حوادث اخیر ایران بوده...!!!

ب) اخیراً گیرنده تصویری منزل را روشن می‌کردم که دقیقاً قبل از زدن دکمه کانال ویدئو برای دیدن اخبار٬ متوجه پخش تصاویری شدم٬ بس عجیب! چیزی شبیه به آنچه در عکس بالا می‌بینید. نکته حیرت انگیز این بود که معمولاً سه نفر از افراد بالا را تنها زمانی می‌دیدیم که دکمه ویدئوی تلویزیون زده شود. اگر هم یک شب مهمان خانه حاج عزت‌الله بودیم و مجبور به دیدن سیمای ایشان٬ این بندگان خدا و دوستانشان را در پیژامه و لباس زیر به نظاره می‌نشستیم. پس به میخو حق بدهید که دیدن چنین اشخاصی قبل از زدن دکمه ویدئو و آن هم در کت و شلوار٬ پدیده شگفت انگیزی محسوب می‌شود. پدیده‌ای که بعداً فهمیدم نامش «میزگرد» است. و نشستیم به تماشایش...

یکی از این دوستان لکنت زبان شدیدی داشت. دلم سوخت! چند بار منتظر بودم که آقای مجری از او بپرسد چه بلایی بر سر زبانش آمده؛ بلکه ما بفهمیم! ولی پیش خودم فکر کردم که لابد مادرزادی است.

خلاصه... سرتان را درد نمی‌آورم. پیام اصلی میزگرد این بود که از این به بعد علی پروین به عنوان لیدر تیم استقلال تهران در ورزشگاه آزادی٬ ایفای نقش خواهد نمود! میخو به عنوان بیننده‌ای که زلزله ناشی از این میزگرد٬ او را از خواب زمستانی بیدار کرده و به حقیقت رسانده٬ متن زیر را می‌نگارد:

اینجانب٬ میخو   دخو زاده٬ در کمال صحت و سلامت عقل اعلام می‌دارم که هر آنچه قبلاً در این وبلاگ نوشته‌ام٬ تلقینات پوچ بیگانگان و از جمله شخص ماکس وبر بوده و فاقد ارزش ساختاری می‌باشد. (ولی به خدا با یورگن هابرماس دیدار نکرده‌ام!) حتی همین مطلب پایینی را بیخود کرده‌ام که نوشته ام! همچنین بنده آماده حضور در یک میزگرد تحلیلی در این زمینه می‌باشم. فقط لطفاً نام برنامه را بگذارید:

«تحلیل نظری چرند و پرند در خانه حاج عزت‌الله»

امضا : میخو

+ تاريخ پنجشنبه دوم مهر ۱۳۸۸ساعت 5:21 نويسنده میخو |