|
اخیراً و به شکلی کاملاً اتفاقی موفق به کشف مقوله جدید و نابی در باب آفرینش انسان شدم که شما را به خواندن چکیده آن دعوت مینمایم. البته ممکن است عده خاصی در اثر خواندن این چکیده، کمی تا قسمتی بچکند. لذا ماشه قلم را میچکانم...
پروردگار عالم انسان را آفرید و نامش را آدم گذارد. ولی یک جای کار این موجود میلنگید. پس خداوند ورژن جدید آن را خلق نموده و سپس نام حوا بر آن نهاد که بعدها بنی بشر با پی بردن به تفاوتهای بسیار زیاد ورژن پیشرفته انسان با گونه ابتدایی خویش، بر آن شدند تا اسامی این دو مدل را از هم تفکیک کنند. و در این مسیر بود که عنوان نسخه پیش پا افتاده را مرد، و نسخه تکامل یافته را زن در نظر گرفتند.
شاید این تحلیل بوی تازهای برایتان میداد... اما هنوز اصل مطلب را ادا نکردهام! و همچنین قصد افشای کامل فرضیات مدرن خویش را نیز ندارم که اگر چنانچه اینگونه رفتار نمایم، دچار سرگیجه فلسفی خواهید شد. در اینجا تنها بخش کوچکی از این کشف بزرگ را منتشر خواهم نمود. امید است که دچار صرع نشوید...
طبق اصل قانون بقای ماده، مقدار زن نسبت به مرد ثابت است؛ فقط از نوعی به نوع دیگر تبدیل شده است. برای بسط بیشتر این واقعیت علمی در چنین جایگاهی، میتوان به یک بخش ملموس از تبدیلات اشاره نمود و هدف از بیان این مبحث را صرفاً تحلیل تأثیر این رویداد بر تفاوتهای بعد رفتاری دو ورژن مختلف از انسان دانست و لا غیر.
اگر تنها اندکی در نوع آفرینش مرد و زن تفکر کنید، در خواهید یافت که یکی از اصلیترین تفاوتها مربوط است به جنس تشکیل دهنده روکش این موجودات. با اینکه زن نسخه تکامل یافته انسان است، اما به نظر میرسد از چگالی کمتری برخوردار میباشد و آسیب پذیری لایههای فوقانی آن بسیار بیشتر از مرد است. حال چگونه است که ورژن جدیدتر بشر، استحکام کمتری نسبت به نوع ابتدایی خود دارد و شاید به نظر برسد در این میان با کاهش چگالی در عین ثبوت حجم، قانون پایستگی ماده نقض شده باشد... اما چنین نیست!
رازی که میخو کشف نموده دقیقاً رابطه مستقیم با این قضیه دارد. آنچه شما از ظواهر امر در مییابید، راز سر به مهر را نخواهد گشود. پس باید از اعماق این موجود آگاه باشید.
چگالی یک مرد در همه نقاط بدن او یکسان است. یعنی سختی درونش نیز همچون لایههای بیرونی جسمش میباشد. اما فقط کافیست چگالی پایین زن را در کنار حجم یکسانش با مرد و قانون پایستگی ماده بگذارید تا جواب حاصل شود. همانطور که حتماً متوجه شدهاید، چگالی یا جرم حجمی بخشهای عمیقتر بدن زن بسیار بیشتر از لایههای فوقانی آن است.
طبق تحقیقات گستردهای که بنده در این زمینه انجام دادم، نتیجه شگفت انگیزی حاصل شد. بخشی که چگالی آن زیاد است، حجم بسیار کمی از بدن زن را تشکیل میدهد! ولی با این حال فشردگی و چگالیش به حدی بالاست که وزنش با بقیه جسم زن برابری میکند. جایی که سختیاش از سنگ بیشتر شده! نقطهای به نام:
امضا : میخو
از کجا شروع کنم که سر داشته باشد و بتوانیم به تهش برسیم آخر؟! علیرغم اینکه سر و دمش معلوم نیست، ولی شروع میکنم.
یک آقای اتو کشیدهای آمد. آقا با چمدان آمد. آقا اینبار استثناءً با اسب نیامد! میگفتند داخل چمدانش چیزی دارد که رویش یک چیزهایی نوشته که نشان میدهد خیلی چیزها را. خلاصه... آقا چمدان را باز کرد و یک عدد منشور از دلش استخراج نمود.
چه داستانها که این منشور نداشت! گذاشتندش داخل یک ویترین شیشهای و مرد منتخب ما و همه مردم جهان رفت و طوری به آن نگاه کرد که انگار داشت مرغ میگرفت. سپس در کنار یار غارش فرمایشات راندند و شاهکار کردند. یک نفر کورش آن وسط میچرخید که بالاخره نفهمیدیم سید کورش شد یا حاجی کورش!
امام جمعه فرمود مگر قرآن مال ایران است که برای دشمنی با ما آن را میسوزانید؟! و ميخو در اثر اين فرمايش مدتی به شکل مدهوش در آمد... و نهایتاً به این نتیجه رسید که عدهای در دنیا زندگی میکنند و از صبح خروس خوان هدفشان بر این امر استوار است که لج ایران (خاستگاه اصلی دین اسلام و مسلمین و سایر وابستگان) را در بیاورند. حتی بعضاً در این راه نماز نمیخوانند تا به ایران توهین شود!
این وسط یارانهها را کجای دلمان جای دهیم؟ بنزین هم که خودکفا شد بحمدالله. از همان نظری که این توانایی را دارد که برای خودش کف کند. یعنی پس از مدتی در کل کشور تنها رستم و اسفندیار و دامادش اتوموبیل سواری میکنند و بنزینشان تأمین است و ما به اندازه مصرف داخلی تولید میکنیم خدا را شکر.
تحریمها فشاری ندارند. اصلاً کسی دردش نمیآید. تحریم میکنید؟ غلط میکنید که تحریم میکنید! هیچ غلطی نمیتوانید بکنید. وضع اقتصادی مردم در طی سیصد سال گذشته خیلی عالی میباشد... همانطور که دیده شد، همه چی آرومه... و همه مشکلات را یک تنه حل نمودم. برای خودم دست بزنید و بگویید کی خسته است.
و چرخ زمان بر همین منوال میگذشت که به ناگاه تمام مردم خاور میانه در خیابان امام خمینی بیروت به صف شدند و هورا کشیدند و کاشف به عمل آمد که همه ملتهای آزاده دنیا این توانایی را دارند که وقتی برایشان به صورت لارج امکانات فراهم کنی و دستی به سر و روی طرحهای عمرانی و زیربنایی اطرافشان بکشی، مریدت شوند. و این خود پیشرفتی شگرف بود در عرصه مردم شناسی خاور وسطی...
از آنطرف هم عدهای یهودی غرغرو و لچک به سر واق واق میکنند که این چرا آمده است ور دل ما؟!!! و یک نفر نیست بگوید شما دیگر چه میگویید آخر؟ بروید بنشینید بر سر همان حساب و کتابتان در مسئله جان دادن به عزرائیل. از این به بعد اگر شلوغ کنید میدهیم روزی سه بار به صبح و ظهر و شب جلوی رویتان بگویند هیتلر که چهار ستون بدنتان بلرزدها!!!
در پایان از مسئولین عزیز اسلامی کشورمان تقاضا میکنم اخم نفرمایند که فرانسه منقرض شود.
این هم به مناسبت استقبال همه مردم خاور میانه:
امضا : میخو